محمد سعيد جانب اللهى

98

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در خراسان دانه‌هاى اسفند را مىكوبند و در سركه مىريزند و از آن ضمادى مىسازند و بر مفصل مىگذارند ( شكورزاده : 252 ) . در كوهستان‌هاى گيلان دانهء بوته‌اى به نام ابرسك « 1 » مىسايند و با گلاب مخلوط مىكنند و روى مفاصل مىمالند ( پاينده : 264 ) . كردها ، برگ گزنه ، قازياغى ، برگ درخت گردو ، برگ شويد ، آب انگور و برگ گشنيز مىخورند ( صفىزاده : 177 ) . استخوان‌درد در ايرانشهر : گل گياه گلدر را به مدت دوازده ساعت داخل آب قرار مىدهند و قبل از صبحانه آب آن را مىخورند و مقدارى پياده‌روى مىكنند . معمولا شيرهء اين گياه را گرفته خشك و تبديل به پودر مىكنند . تا در مواقعى كه گياه در دسترس نيست ، از پودر آن استفاده كنند ( جانب اللهى ، 1381 : 255 - 256 ) . در ميرجاوه نيز براى درمان استخوان‌درد گلدر تجويز مىشود ( همان : 245 ) . در خوزستان با موميايى چرب مىكنند ( افشار سيستانى ، 1377 : 319 ) . در گيلان ترياك ، گنه‌گنه ، روغن بادام تلخ را ضماد مىكردند ( پاينده : 256 ) . در راور از گل عنبر كه جوشاندهء تغليظ شدهء تفالهء گل سرخ ، نبات ، زاج و ترياك است استفاده مىشود ( كرباسى راورى : 159 ) . آب آوردن شكم ( - درمان با مو و پشم ) . افتادگى ناف ( - بادكش ) . قولنج اسپاسم است و گرفتگى عضله و سردى باعث آن است .

--> ( 1 ) . abarask